شماره ۱۰۶۹

پایداری اختلال شخصیت در سایکوپات‌ها

دکتر مهدی نوری .F.R.C.P

پایداری اختلال شخصیت در سایکوپات‌ها

شخصیت سایکوپاتیک یا پسیکوپاتیک از اختلال‌های مهم شخصیت است که زیر عنوان اختلال‌شخصیت ضد‌اجتماع  (Antisocial personality disorder) نیز ارزیابی و بررسی شده‌است‌. شخصیت‌هایی که با صفاتی چون خود‌محوری، بی‌وجدانی‌، دروغگویی، رفتار تجاوزکارانه و تکانشی(تهاجمی)‌، قانون‌گریزی، فریبکاری‌، عدم احساس مسؤلیت و بی‌وفایی شناخته می‌شوند.

زیگموند فروید‌، بنیانگذار روانکاوی که به پدر علم روانکاوی نیز شهرت دارد‌، معتقد بود که شخصیت انسان از سه سطح تشکیل می‌شود‌. به عقیده‌ی او «نهاد Id» ، «‌مــن‌Ego‌» و «من‌برتر Super Ego» سطوح شخصیت انسان هستند‌.

نهاد‌، بخش ناخودآگاه شخصیت انسان است که از سوخت‌و‌ساز بدن حاصل می‌شود و بدون توجه به امکانات عالم خارج، فرد را به لذت‌جویی و کامروایی می‌کشاند‌. در‌واقع نهاد سرچشمه‌ی انرژی غریزی یا ذات غریزی آدمی است  که نیروی آن از قانون و اخلاق پیروی نمی‌کند‌.

نهاد شامل غریزه‌ی زندگی، غریزه‌ی مرگ، غریزه‌ی‌جنسی و انگیزه‌های زیست‌شناختی مانند گرسنگی و تشنگی می‌باشد.

من‌، یا «خود‌» به‌تدریج و تحت‌تأثیر شرایط محیط خارجی شکل می‌گیرد. من که ناشی‌از نهاد و خود‌آگاه است‌، خواهش‌های نهاد را با‌توجه به واقعیت‌ها تعدیل و سازگار می‌کند. به‌عبارت‌دیـگر «من یا خود» بخش عقلانی شخصیت انسان  است که خواهش‌های نهاد را با‌توجه به واقعیت‌های موجود تعدیل و سازگار می‌نماید‌.

در دوره‌ی دیگر رشد‌، یعنی در مرحله‌ی تشکیل سطح بالای شخصیت، اَبَر‌من یا فراخود شکل می‌گیرد. اَبَر‌من، که بخش معنوی یا اخلاقی شخصیت است‌، هم از نفوذ و تسلط نهاد بر من جلوگیری می‌کند و هم‌، به «‌من‌» کمک می‌کند تا بتواند با انتخاب معیار‌های اخلاقی‌ به‌جای هدف‌های غیراخلاقی‌، برای رسیدن به کمال کوشش نماید‌. به‌طور‌کلی برای اَبَر‌من یا من برتر می‌توان دو بخش  وجدان  و من آرمانی نیز قائل شد.

فروید غریزه‌های آدمی را به دو دسته‌ی مهم‌، یعنی غریزه‌ی‌زندگی (Eros) و غریزه‌ی‌مرگ  (Thanatos) تقسیم می‌کند. در بحث غریزه‌ی ‌زندگی، فرضیه‌ی انرژی حیاتی یا لیبیدو (Libido) مطرح می‌شود‌. فروید غریزه‌ی‌جنسی را یکی‌از مهمترین غرایز زندگی می‌داند و معتقد است ناکامی‌ها و تعارض‌های جنسی در نا‌بهنجارشدن شخصیت و بروز اختلال‌های روانی مؤثر است. فروید در‌برابر غریزه‌ی زندگی‌، به غریزه‌ی دیگری به‌نام غریزه‌ی مرگ اشاره می‌کند و می‌گوید وظیفه‌ی آن تخریب و خنثی کردن انرژی حیاتی است‌.

به باور فروید‌، در موجودات کششی وجود دارد که می‌خواهد خود را از وضعیت موجود آزاد سازد و به وضعیتی که در نوع زندگی قبلی داشته‌اند بر‌گرداند‌. به‌عبارت‌دیگر در جانوران نیروی غریزی وجود دارد که می‌خواهد آنها را به اصل خود باز‌گرداند‌. تمایل غریزی انسان به مرگ و نیستی برای برگشت به وضعیت پیش‌از هستی‌، یعنی نیستی است‌. بین غریزه‌ی‌زندگی و غریزه‌ی‌مرگ جنگ‌و‌ستیز وجود دارد و انسان برای مقابله با  غریزه‌ی مرگ و نابودکردن خود دست به جنایت و کشتار دیگران می‌زند و به‌این‌ترتیب  احساس خشم و پرخاشگری خود را تسکین می‌دهد‌. البته مطرح‌کردن فرضیه‌های فروید در‌این خلاصه نمی‌گنجد و در‌این‌جا تنها برای آنکه اختلال شخصیتی سایکوپات‌ها روشن‌تر شود به آن اشاره‌شد‌.

اختلال شخصیت، که معمولاً در دوره‌ی کودکی و نوجوانی و یا در دوره‌ی بلوغ آغاز می‌شود و در دوران زندگی پایدار می‌ماند‌، به‌دشواری درمان می‌شود‌. معمولاً این بیماران انگیزه و تمایلی برای تغییر وضعیت خود ندارند و برای درمان اقدام نمی‌کنند‌.

شخصیت انسان را می‌توان مجموعه‌ی صفات روانی و بدنی او دانست که فرد را از دیگران متمایز و منحصر می‌کند. به‌عبارت‌دیگر شخصیت، کل وجود هر‌انسان است که یکتا و پویا می‌باشد و همه‌ی صفات‌، استعداد‌ها، تمایلات عاطفی و هیجانی و احساسات و رفتار او را در‌بر‌می‌گیرد. برای شناخت عوامل تعیین‌کننده‌ی شخصیت، می‌توان عوامل ارثی‌، سرشت جسمانی، هورمون‌های بدن و محیط‌زندگی را بررسی‌کرد. انسان‌، موجودی است که می‌تواند به اختلال‌های مهم روانی‌، عاطفی‌، خلقی و شخصیتی دچار شود و رفتارهای نابهنجار انجام دهد‌. در واقع:

آدمی‌زاده طرفه معجونی است

                                         کز فرشته سرشته وز حیوان

گر‌کند میل این‌، شود کم از این

                                          وررود سوی آن‌، شود به‌ از آن


ثبت نظر

ارسال